نفت، سیاسی ترین کالای جهان
نفت، کالایی استراتژیک که روز پنجم خرداد 1287 برای اولین بار در ایران، در مسجدسلیمان کشف شد و صدور آن از سال 1292 ش / 1913 م - یعنی يكسال پيش از وقوع جنگ جهاني اول ـ آغاز شد .
نويسنده انگليسي كتاب « Oil Persian» در اين باره مينويسد:
«… روز 26 ماه مه سال 1908 [5 خرداد سال 1287] كه عمليات چاهكني به عمق 1180 پا رسيده بود، نفت فوران كرد و متجاوز از 50 پا از دستگاه حفاري بالا زد. به اين ترتيب صنعتي آغاز شد كه طي دو جنگ، نيروي دريايي انگلستان را نجات داد ولي براي ايرانيان زحمتي ايجاد كرد كه از مجموع مزاحمت هاي سياسي دولت هاي بزرگ بيشتر بود.»
سرمایه ی مایه دردسر
دستيابي به نفت ايران براي انگليسيها، يك جهش بزرگ در نظام اقتصادي كشورشان و به مانند خون در رگ اقتصاد بريتانيا بود، در حقيقت اعمال نفوذ دائمي بر دولت هاي قاجار، به قدرت رساندن رضاخان و يا اشغال خاك ايران، رويدادهايي است كه انگليسيها در همه آنها يك هدف مشترك را دنبال ميكردند و آن حفظ منابع نفتي ايران بود.
متاسفانه «امروز به خاطر خیانت بعضی از کشورهای تولیدکننده نفت و همدستی شان با دزدان غارتگر بین المللی، به جای اینکه نفت، وسیله ای در دست کشورهای تولیدکننده آن برای کسب سود یا استفاده سیاسی و اقتصادی باشد، به عکس به عنوان وسیله ای در دست مصرف کنندگان قرار دارد! ... در حقیقت نفت در مشت آنهاست، نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه ای مایه دردسر است»(1)
رژیم پهلوی و خشت کج!
صنعت نفت ایران و بویژه صدور نفت بیش از یک سده است که سرنوشت اقتصاد ایران را رقمزده است، واقعیت این است که امروزه بیش از 50 درصد اقتصاد ایران وابسته به نفت است؛ این یک چالش جدی است و اگر روزی بلایی بر سر قیمت نفت بیاید، اقتصاد هم به موازات آن سقوط خواهد کرد. با این حال باید فکری برای این چالش اندیشید(2)
... این خشت کجی است که در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است، آن جوانانی که نمی دانند رژیم گذشته با این کشور چه کرده است، بدانند یکی از دهها کار خیانت آمیزی که کردند، این است! اقتصاد این کشور را متکی به نفت کردند.(مقام معظم رهبری)
جنگ اقتصادی، جهاد اقتصادی
رهبری فرزانه انقلاب(روحی فداه) در ابتدای سال 90 در تبیین ضرورت نامگذاری امسال به عنوان سال جهاد اقتصادی فرمودند؛ «جهاد يعني مبارزه؛ يعني دشمنی در عرصه اقتصاد وجود دارد که بايد با آن مبارزه كرد» .
به عقیده کارشناسان و صاحب نظران ، آمریکا و ایران پس از سالها تنش زدایی عملاً وارد مرحله "جنگ اقتصادی" شده اند. اینجاست که تیزبینی و درایت یک رهبر بصیر بیش از پیش هویدا می شود، چرا که در زمان اوج انقلاب های منطقه و اوج بیداری اسلامی، درحالی که همه انتظار داشتند نامگذاری سال1390 مرتبط با این موضوع باشد، ایشان با ارائه عنوان " سال جهاد اقتصادی" ، نگاه ها را به یک موضوع مهم و حیاتی معطوف نمودند.
اقتصاد بدون نفت
این روزها که آخرین ترکش غرب برای اعمال فشار بر کشورمان با "تحریم نفتی ایران" کلید خورده است، شاید بیش از هر زمان دیگری ضرورت توجه به مسئله " اقتصاد بدون نفت" جلب نظر می کند!
اقدامات مهم و شجاعانه دولت نهم در راستای طرح تحول اقتصادی همچون سهمیه بندی بنزین، هدفمندی یارانه ها، تغيير در نظام اعتبارات بانكي و تحول نظام بانكي و تغيير پول ملی و ... گام های مهمی بود در مسیر حرکت به سمت جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون نفت، گام های مهمی که ظاهراً در دولت دهم، هر چند با سرعت کمتری! اما در حال برداشته شدن است و امیدواریم که به انحراف(!) کشیده نشود!
جنگ برای ما یک نعمت بود
در طول هشت سال دفاع مقدس که همه مستکبران عالم تمام قامت در مقابل ایران قرار گرفته بودند، و در داخل نیز طعنه کشنده تیرآوران(!) هر روز به گوش می رسید، پیر جماران با صلابت تمام فرمود:جنگ برای ما یک نعمت است .
امروز بعد از گذشت چندسال به وضوح می بینیم که جنگ تحمیلی علی رغم همه خسارات بسیاری که برای ما به همراه داشت، نعمت های فراوانی نیز داشت که ذکرآنها در این مقال نمی گنجد، شاید تنها یکی از نعمت های فراوان جنگ 8ساله این بود که امروزه ایران اسلامی به عنوان یک الگو و نقطه امید محرومان جهان، در مقابل ابر قدرت های عالم می ایستد و ندای حق را جاری می سازد.
نگارنده معتقد است، همانطورکه جنگ تحمیلی برای ما یک نعمت بود، تحریم های اخیر نفتی ایران هم می تواند برای ما یک نعمت باشد و به قول معروف" عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد!"
تاریخ گواهی می دهد که ایرانیان همیشه در زیر فشارها محکم تر و استوار ترند، شاید اکنون زمان آن باشد تا به موازات کاستن از اثرات و تبعات منفی تحریم نفتی ایران از سوی غرب، به فکر آن باشیم تا مشکل و معضل اصلی اقتصاد ایران که همان وابستگی به یک سرمایه پایان پذیر به نام نفت است را ریشه ای حل کنیم !
مسئولين دولتى از اين حرف هيچ استقبال نكردند
بررسی اجمالی فرمایشات مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له بویژه از سال 1373 تا کنون(1390) به مناسبت های مختلف بر شعار تکیه بر « اقتصاد بدون نفت» پای فشاری داشته و در جایی نیز فرمودند؛
«من چند سال قبل از اين گفتم - البته آن وقت مسئولين دولتى از اين حرف هيچ استقبال نكردند - ما بايد به جائى برسيم كه اگر يك روزى به خاطر قضاياى سياسى، اقتضائات سياسى، يا اقتضائات اقتصادى در دنيا، اراده كرديم كه صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز يا يك ماه متوقف كنيم، بتوانيم. شما ببينيد اين كار چه قدرت عظيمى را براى يك كشور توليد كنندهى نفت به وجود مىآورد كه يك وقت اگر اراده كرد، بگويد آقا من از امروز تا بيست روز نفت صادر نميكنم. ببينيد چه حادثهاى در دنيا به وجود مىآيد. امروز ما نميتوانيم اين كار را بكنيم، چون به اين درآمد احتياج داريم. اگر يك روزى اقتصاد كشور از درآمد نفت و صادرات نفت بريده شود، اين توان را ملت ايران و نظام اسلامى در ايران به دست خواهد آورد؛ كه تأثيرگذارىاش در دنيا فوقالعاده است. ما بايد به اينجا برسيم. خب، اين حمايت ميخواهد؛ بايد از صادرات حمايت بشود».
تولید ثروت از راه دانش
آن روزى كه ما بتوانيم درآمد كشور را از راه دانش مان به دست بياوريم و درِ چاههاى نفت را پلمب كنيم، آن روز براى ما روز خوبى است. امروز ما داريم از ذخائرمان ميخوريم. بيشتر بودجهى كشور از نفت است. نفت ذخيرهى ماست. گنجينهمان را داريم تخليه ميكنيم؛ از روى ناچارى. بايد روزى برسد كه بتوانيم از دانش خود نان بخوريم و اين ملت بتواند از دانش خود ثروت توليد كند. آن وقت خودِ آن ثروت به پيشرفت دانش كمك خواهد كرد. يك همافزائى پى در پى دارند: علم به ثروت كمك ميكند، ثروت به علم كمك ميكند؛ دائماً همافزائى به وجود مىآيد. ما بايد دنبال اين روز باشيم.(3)
در پایان باید گفت :
اقتصاد کشور که سال ها دچار بیماری های مزمنی بود، متاسفانه در دوره شانزده ساله دولت های هاشمی و خاتمی ، اقدامی اساسی در جهت رفع آنها صورت نپذیرفت، اقداماتی که قبل از هرچیز نیاز به یک شجاعت داشت چرا که هر اقدامی در آن شرایط بدون هزینه نبود و آنها از ترس همین هزینه ها سال ها از اصلاح ساختار اقتصادی کشور دوری کردند!
پی نوشت:
1- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگران و معلمان در روز کارگر و هفته معلم 13/03/1373
2- دکتر عبدالمجید شیخی12 ارديبهشت 1390
3- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار نخبگان جوان دانشگاهى
يا سَريعَ الرِّضا اِغْفِرْ لِمَنْ لا يَمْلِكُ إلاّ الدُّعاءَ فَاِنَّكَ فَعّالٌ لِما تَشاءُ، يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَذِكْرُهُ شِفاءٌ وَطاعَتُهُ غِنىً، اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ ...
اى که از بندگانت بسيار زود راضى ميشوى ببخش بر بندهاى که بجز دعا و تضرع بدرگاهت مالک چيزى نيست...
چهارده روز است كه خواهرم در كماست... چهارده روز است كه پشت درب ICU به انتظار نشسته ايم ... چهارده روز است كه قدري معناي انتظار را فهميده ايم ... چهارده روز است كه چيزي جز دعا و سلاحي جز بكاء نداريم...
آري در اين ايام حزن و اندوه حسين(ع) از همه شما آبرومندان درگاه خدا التماس دعا داريم ...هر كدام از بزرگواران كه اين شب ها خطيب يا مداح عزيزي را مي شناسند تاكيد بفرمايندكه براي شفاي مريض منظور دعا كنند... يا علي
امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء...
***************************
پي نوشت : خواهربزرگ حقير كه امسال تدريس خود را در دانشگاه چمران اهواز آغاز كرده بود براي شركت در يك سمينار به آبادان سفر مي كند كه در راه برگشت در يك شب باراني ،درحاليكه سرنشين يك خودروي سواري بود در تصادفي هولناك پس از برخورد با يك دستگاه كاميون، با لطف الهي تنها بازمانده صحنه بود كه تاكنون چهارده روز است كه در كما به سر مي برد!
***************************
امروز که ۱۴ دی ماه است ، بعد از گذشت ۴۶ روز از تصادف، بحمدالله با لطف خداوند سبحان، دعای بندگان صالحش و دعای دوستان، ۱۴ روز است که خواهرم از کما خارج شده است و او را به منزل آورده ایم ! الحمدلله اوضاع عمومی او رو به بهبودی است . الهی الحمدلله
از همه دوستان و همرزمان و برادرانی که در این ایام سخت ما را همیاری نمودند صمیمانه سپاسگزارم .
انشاله که خداوند ارحم الراحمین توفیق جبران زحمات شما بزرگواران را به ما عنایت فرماید.
*رسانه
هر ابزاري که براي برقراري ارتباطات به کار رود "رسانه" یا "مديوم" نامیده می شود(1).
به عبارت ساده تر رسانه حامل يا واسط پيام است ، ویژگی اصلی رسانه ها "همه جا" بودن آن هاست. رسانه ها وظیفه حراست از محیط را به عهده دارند آن ها باید همبستگی کلی را بین اجزاء جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی ایجاد کنند و مسئولیت انتقال میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر را به عهده دارند.
*کارکردهای رسانه
با مراعات و لحاظ کردن جنبه های مثبت و منفی کارکرد رسانه های گروهی، این پدیده می تواند از یک سو سبب وحدت، همبستگی و وفاق ملی شود و از سوی دیگر حکومت ها می توانند از این پدیده در ایجاد همگونی، جهت دهی افکار عمومی و هماهنگ سازی نظریات توده ی مردم و جامعه نسبت به نظام سیاسی و کارکردهای آن استفاده کنند.
رسانه ها می توانند با دورکردن احساس ناامنی، بی اعتمادی و نا امیدی فضای ذهنی افراد در جامعه به گونه ای عمل کنند که ضمن انعکاس واقعیت ها از بزرگنمایی ها و کاستی ها خودداری کرده و به جای بحران نمایی و بحران افزایی به بحران زدایی، مهار، کنترل و کاهش خسارت بحران سهم مهمی داشته باشند، چرا که ثبات و امنیت ملی و تحکیم آن، تابع مستقیمی از رویکرد افکار عمومی و رضایت و نارضایتی مردم و واکنش آنها در مواقع بحرانی می باشد.
*سال طلایی مطبوعات
یکی از نمونه های کارکرد رسانه های گروهی، مساله ی مطبوعات است. این پدیده برای نخستین بار در دوره قاجار به دستور عباس میرزا وارد ایران شد.
این رسانه در بدو ورود و در مرحله ی شکل گیری خود، در شرایط نامطلوب تقلید سطحی از غرب و بی توجهی به هویت ملی تکوین یافت، نسل اولیه ی مطبوعات کشور به شدت تحت نفوذ حکومت های استبدادی وقت بودند و جز نقش جارچی و زبان یک طرفه ی حکومت نقش دیگری را ایفا نمی کردند.
سال 1357 شمسی را سال طلایی مطبوعات ایران نامیده اند; زیرا در این سال حدود چهار صد نشریه منتشر شد که شروعی بود برای حضور مطبوعات در خدمت بلوغ فکری، آگاهی های سیاسی و اجتماعی جامعه ی ایران.
***
*حضوری حاکی از شور و حرارت!
هجدهمین نمایشگاه بینالمللی مطبوعات و خبرگزاریها در حالی به کار خود پایان داد که به گفته دست اندرکاران برگزاری، یک میلیون نفر در طول هشت روز برپایی از این رویداد فرهنگی بازدید کردند و مطبوعات و خبرگزاریها یکبار دیگر از فرصت رویارویی چهره به چهره با صدها هزار مخاطب و بازدیدکنندگان این نمایشگاه بهره بردند.
حضور پرقدرت سایت ها و روزنامه های خبری منتخب و مستقل در کنار رسانه های دولتی و ... در این نمایشگاه در حالیکه تنها چند ماه تا نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی باقیمانده ، درکنار رفت و آمدهای سیاسیون، نمایندگان مجلس و کاندیداهای احتمالی و... همه و همه حاکی از یک شور و حرارت و عزم جدی برای ورود به عرصه انتخابات آتی است.
***
*مهمترين چالش غربگرايی در جهان پساغربگرایی!
بیترديد ایران بزرگترین و مهمترین چالش آمریكا در قرن 21 است ، بی تردید در آينده، نوسازی جهان به الگوهای جديدی نياز دارد كه در آن عقلانيت، عدالت و معنويت مهمترين اركان خواهند بود، امروز دنیای استکبار و در راس آن آمريكا، جمهوری اسلامی ايران را نيروی هدايتكننده در پس پرده انقلاب های اسلامگرايان در جهان میبيند.
امروز اصطلاحاتی نظير «اسلام سياسی»، «اسلام انقلابی»، «اسلام خمينی» و ... را نظام استكبار سرمايهداری جايگزين اصطلاحاتی نظير «غول كمونيسم»، «بلوك شرق»، «دنيای پشت پردهی آهنين» كرده است.
الگوی انقلاب اسلامی در ايجاد جنبشهای اجتماعی و موج بیداری اسلامی همراه با استکبار ستیزی روز افزون، اكنون مهمترين چالش غربگرايی در جهان پساغربگرایی است. زوايای مختلف بيداری در جهان معاصر و بالاخص در عصر خمينی كبير، خواب آرام را از رهبران کاخ سفید ربوده است.
سردمداران نظام سلطه که با طراحي هاي خود به دنبال تسلط بر شرايط كنوني و مطالبات ملت ها هستند، در اين راه اصلي ترين مانع را ملت ايران و نظام جمهوري اسلامي مي دانند.
*چالش آفرینی دنیای استکبار علیه ایران!
طبيعي است كه در چنين شرايطي مستكبرين بدنبال زمين گير كردن و شكستن قامت جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهمترين دغدغه فكري خود در جريان تجديد سلطه بر جهان هستند.
آمریکا که بدرستی ایران را یک "چالش دشوار راهبردی" برای خود می داند متقابلاً در تلاش است تا از هر حربه ای برای ایجاد چالش و به زعم خود انزوا علیه ایران بهره بگیرد، لذا اقداماتی نظیر حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم، فتنه 88، تشدید تحریم های بین المللی، فشار به محور مقاومت در منطقه خاورمیانه، توطئه ترور سفیر عربستان و ... را نیز می توان در همین راستا تحلیل نمود.
***
پاسداری منبرداران سیاسی از این نعمت الهی!
انتخابات نهم مجلس شورای اسلامی در پیش است، بر مبنای آنچه گفت شد قطعاً غرب و اذناب آن از هیچ تلاشی برای تبدیل این صحنه مهم به یک چالش امنیتی علیه ایران فرو گذار نخواهند کرد.
دیده بان بصیر انقلاب بخوبی در مراسم عید فطر امسال فرمودند" امسال ما در آخر سال، انتخابات را داريم. انتخابات هميشه در كشور ما تا حدودى يك حادثهى چالشبرانگيز است... مراقب باشيد اين چالش به امنيت كشور صدمه نزند. انتخابات كه مظهر حضور مردم است، مظهر مردمسالارى دينى است، بايد پشتوانهى امنيت ما باشد. نبايد اجازه داد كه اين چيزى كه ذخيرهى امنيت است، پشتوانهى امنيت است، به امنيت ما صدمه وارد كند. ديديد، حس كرديد، از نزديك لمس كرديد آن وقتى را كه دشمنان ميخواهند از انتخابات عليه امنيت كشور سوء استفاده كنند. بايد همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سياسى، كسانى كه ميتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند يك نعمت الهى پاسدارى كنند".
***
از ورع مطبوعاتی تا ولع انتخاباتی!
از این منظر نقش رسانه ها در حفظ و تحکیم وفـاق ملّی، چه به لحاظ سخت افزاری و چه به لحاظ نرم افزاری و بالا بردن توان انتخاب جامعه، افزایش مشارکت، رقابت و پویایی شهروندان و ارتقای سطح دانش در برقراری وحدت و یا تمایز و یکپارچگی نقشی است بی بدیل و غیر قابل انکار که نتیجه آن چیزی نیست جز وفاق ملّـی و در نهایت، امنیت ملّی پایدار.
بی تردید رسانه ها - خصوصاً مطبوعات و خبرگزاری ها - می توانند نقش سرنوشت سازی در پاسداری و یا عدم پاسداری از این نعمت الهی یعنی انتخابات داشته باشند، شناخت مرز بین "انتقاد" و "عيب جويي" ، مرز بین "نقد" و "نق" ، مرز بین "انتقاد" و "انتقام"، مرز بین "ورع" و "خودسانسوری" و "بی بندوباری" و "احساسات ناپسند" ... و رعایت آن توسط اصحاب رسانه می تواند سهم ویژه ای در آرامش عرصه انتخابات آتی داشته باشد.
به نظر می رسد ميدان انتقاد باید تا جايي باز باشد كه ضمن حفظ "مصالح نظام" و "عدم توهين و تضعيف" مسئولان ، مزاحمتي براي خدمت رساني و تداوم كارها ايجاد نشود لذا معيار انتشار عمومي اخبار آن است كه در اخبار منتشره، نقاط ضعف نظام و انقلاب براي دشمن قابل شناسايي نباشد.
مقام معظم رهبری فرموده اند:
1- «اولا بايد بدانيم انتقاد سازنده چيست و مرز انتقاد سازنده و انتقاد ويرانگر کجاست. ثانياً انتقاد يعني چه؟ انتقاد با عيب جويي متفاوت است و اگر از يک نيت ناسالمي منشأ گرفته باشد، نمي تواند سالم و سازنده باشد... گاهي باور انتقادپذيري به سهل انگاري در مورد عملي که به نام انتقاد انجام مي گيرد، تبديل مي شود و اين در حقيقت انتقاد نيست بلکه انتقام است که اين دو را بايد از همديگر جدا ساخت. ما انتظار نداريم که قلم انتقادگر يک حادثه زشت را بزرگ کند و زيبا جلوه دهد اما اين انتظار وجود دارد که قلم انتقادگر، آن حادثه را ذکر کند، نه تفسيري را که دوست مي دارد بر اين حادثه مترتب شود و از اين حادثه در ذهن ها نقش بندد، ولو اين که آن تفسير، تفسير واقعي آن حادثه هم نباشد. روزنامه ها نبايد تصور کنند که اگر ملاحظه مصالح کشور را مي کنند و انتقاد را به شکل صحيح انجام مي دهند، دچار خودسانسوري شده اند.»
2- «بعضي تصور ميکنند معناي خودسانسوري اين است که روزنامهها به خودشان اين حق را ندهند از هر چيزي که به نظر آنها زشت است، به صورت يک زشتي حقيقي و با لحني تلخ ياد کنند و اگر اين حق را به خود ندادند، خودسانسوري وجود دارد؛ در حالي که اين خودسانسوري نيست بلکه يک ورع حقيقي و لازم براي کسي است که کارش روشنگري و ايضاح حقايق براي مردم است. ما بايد «ورع مطبوعاتي» را با خودسانسوري اشتباه نکنيم.
بنابراين من معتقدم انتقاد خوب است ولي بايد مرزها را رعايت کرد، اگر ورع مطبوعاتي و فرهنگي باشد، من حدس ميزنم هنگامي دست به انتقاد برده خواهد شد که تمام جوانب کار سنجيده شده باشد[2].
3- تعبير ورع را بايد کاملاً از خودسانسوري جدا کرد. ما آن مرزي را که بين بي بند و باري و خودسانسوري ست، ورع دانستيم ... «ورع مطبوعاتي» يعني ما خبر را بدهيم ولي کوشش کنيم در اين خبر رعايت حق و صلاح بشود؛ يعني در باب خبردهي به وادي احساسات ناپسند نيفتيم. بعضي خبرهايي كه غيرقابل تبيين است، قابل پخش هم نيست. بعضي از خبرها كه نياز به تبيين دارند، انتشار آنها چندان لازم نيست زيرا هر حادثه اي را نمي شود با تمام جوانب آن تبيين كرد، چون دشمن بيدار مي شود. وقتي دشمنان ما با تمام گوش و حواسشان در جستجوي كسب اخبار مربوط به ما- چه از طريق انتشار آنها و چه از طريق نطق و سخنراني هستند، چه لزومي دارد ما اين قبيل اخبار را منتشر كنيم[3].
4- انتظار نداريم روزنامه ها معصوم باشند اما کسي که در يک جايگاه بزرگ و در يک منبر عمومي قرار مي گيرد، طبيعي است که بايد از احساسات خودش دورتر باشد و حق ندارد صرفاً اسير احساسات و ديدگاه هاي فردي شود، بلکه بايد بيشتر ملاحظه مستمعين خودش را بکند و گاهي اوقات از اين بدتر هم مشاهده مي شود، يعني دروغ درست مي شود[4].
پی نوشت ها:
1- رسانه یا Medium به معنی "رساندن" است، مدیوم Medium كلمه ای است لاتين با معنی لغوی "واسطه" یا "ميانجي"، که جمع آن "مدياMedia-" است. در واقع رسانه نیز در رساندن خبر به مخاطب نقش واسط یا میانجی را ایفا می کند.
2- در گفتگو با روزنامه اطلاعات مورخ 20/3/1364
3- مصاحبه با روزنامه کیهان در زمان ریاست جمهوری ایشان13/10/1363
4-همان
لينك درج مطلب در پايگاه ولايتمداران
لينك درج مطلب در پايگاه "اخبارفارس"
لينك درج مطلب در پايگاه خبري صبح انتخابات
1- آفتی جزام گونه- بی رحمانه برخورد کنید!
مفاسد اقتصادي، آفتي جذام گونه بر جان اقتصاد كشور هاست. در دنياي امروز هيچ كشوري را نمي توان يافت كه با اين پديده شوم كمابيش دست به گريبان نباشد. به جرأت و بدون ترديد مي توان اذعان كرد اين چالش در اغلب كشورها وجود دارد.
اگرچه اشكال و مظاهر مفاسد اقتصادي در هر كشوري ممكن است، متفاوت باشد اما از نظر اجتماعي و سياسي مردم حساسيت ويژه اي به مفاسد اقتصادي دارند.
نگاه رهبري فرزانه انقلاب به نحوه برخورد با مفاسد اقتصادي بدين گونه است كه مي فرمايند؛ « باید نسبت به بروز و نفوذ كوچكترین فساد اقتصادی در دستگاههای دولتی بشدت حساس باشید و با آن بيرحمانه و بدون هیچ ملاحظهای برخورد كنید چرا كه در غیر این صورت مفاسد اقتصادی همچون بیماری واگیر سریعاً گسترش خواهد یافت.»(1)
2-بزرگترین اختلاس تاریخ ایران!
اختلاس 3,000,000,000,000 توماني! در بانك صادرات بي شك بزرگترين اختلاس در تاريخ اقتصادي كشور به شمار مي رود و ركورد اختلاس دهه 70 را هم زده است. سوء استفادهاي كه اثر آن بر افكار عمومي و ايجاد بياعتمادي آنقدر وسيع است كه اگر دولت و دستگاه قضايي نتوانند تبعات آن را زودتر جمع كنند، به اين زوديها، آب رفته بياعتمادي را به جوي بازنميگرداند.
3-بی اعتمادی مردم، مهم ترینٍ آفت ها!
بياعتمادي مردم يكي از مهمترينٍ آفتها براي امنيت ملي كشور است كه رهبر معظم انقلاب نيز حساسيت ويژهاي بر روي آن دارند، ايشان در 23/05/1370در ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام، پیرامون اعتماد مردم به نظام فرمودند:
« آقايان! ما در قبال مردم دو كار داريم: يك كار اين است كه به آنها خدمت برسانيم؛ كار ديگر اين است كه محبت و اعتماد آنها را جلب كنيم.
خدمت به آنها برسانيم، يعنى چه؟ يعنى هرجا كه هستيد، برنامهى شما آنوقتى درست است كه نفعش به همين مردمى كه عرضكردم، برسد.
... آن برنامهى صحيح و آن راه درست كه به خير عامهى مردم منتهى خواهد شد، ملاك است. در دستگاه قضايى، ملاك اين است؛ در دستگاه قانونگذارى، ملاك اين است؛ در دستگاه اجرايى هم ملاك اين است. هر كسى در كشور بايد براى خدمت به مردم تلاش كند. براى اين كار بايد وقت بگذاريد.
3-اعتماد مردم سرمایه اصلی نظام !
«... محبت و اعتماد مردم، از راه بيان صادقانه و صحيح واقعيتها حاصل مىشود... اگر اعتماد به نظام نباشد، اين توجه مردمى، اين اقبال مردمى، وجود نخواهد داشت... اين اعتماد به توفيق الهى، به فضل الهى همچنان هست و ما انتظار داريم از مسئولان كشور، از دستاندركاران بخش هاى مختلف كه با رفتار خود همچنان اين اعتماد را افزايش بدهند. اين سرمايهى اصلى نظام اسلامى است.»(2)
4-نقش رسانه ملی!
اگر چه اين خبر شوكآور افكار عمومي را جريحهدار كرده است، اما خبري از جزئيات اين سوء استفاده بيسابقه، مشخصات عوامل آن، كارهايي كه با اين منابع كردهاند و تسريع در رسيدگي به جرم، به جامعه داده نميشود.
رئیس محترم سازمان صدا و سیما که امروز سکان دار "رسانه ملی" کشور است باید بداند که دوران پوشانیدن، ندیدهگرفتن و نشنیدهگرفتن ها گذشته است.
آقای مهندس ضرغامی حتماً خوب می داند که اعتماد مردم به صدا و سيما سرمايه اصلي اين رسانه است و به همين دليل نيز اين سازمان، ملقب به رسانه ملي شده است.
پس به جای آنکه، بیبیسی و صدای آمریکا آنطورکه دلشان میخواهد! به این موضوع که اين روزها نقل محافل عمومي و شهروندان شده بپردازند، در یک برنامه زنده تلویزیونی به بررسی دقیق زوایا و ابعاد این بحران بوجود آمده بپردازد!
5- همه باید پاسخگو باشند!
مسئولانی که در این موضوع کوتاهی داشته اند، موظف اند در یک برنامه تلویزیونی بیایند و بگویند که علت بروز چنین فاجعه ای چه بوده است و تا کنون براي جبران تبعات عميق اين جنايت اقتصادي چه كردهاند؟
به اين سوال پاسخ دهند كه مگر چه خلاء وحشتناكي در سيستم بانكي كشور وجود دارد كه منتج به بروز اين اختلاس تاريخي مي شود؟
بگویند وقتی كه بيتالمال مسلمين و محروميني كه بعضاً به نان شب محتاج هستند، اينگونه به يغما ميرود، چرا يك نفر حتي يك خط استعفا نميدهد!
پر واضح است که اگر صدا و سیما به خوبی این موضوع را مورد بررسی قرار ندهد و برای مردم روشنگری صادقانه صورت نگیرد، دشمن براحتی از این آب گل آلود ماهی خواهد گرفت! (همچنانی که هم اکنون مشغول چنین کاری است-کافی است به شبکه های بی بی سی فارسی و صدای آمریکا سری بزنید!)
اين نوشتار پيش از آنكه تحليلي بر اين اتفاق ناگوار باشد، حرف دل مردم كوچه و بازاري است كه قلب شان براي انقلاب و رهبري بيش از هر كس ديگري! مي تپد، همان مردمي كه وقتي ناقوس جنگ به صدا در مي آيد جلوتر از همه در خط مقدم جبهه حق عليه باطل اند! همان مردمي كه براي آرمان وطن شهيد داده اند!
پي نوشت:
1- بيانات رهبر انقلاب در دیدار با فعالان و برگزیدگان بخشهای اقتصادی 26/05/1390
2- بيانات رهبر انقلاب در مراسم تنفيذ حكم دهمین دوره رياست جمهورى 12/05/1388

*ورود نفت به عرصه اقتصاد ایران
روز پنجم خرداد 1287 برای اولین بار در ایران، در مسجدسلیمان نفت کشف شد، این کشف در پی واگذاری امتیاز استخراج و بهره برداری از نفت به «ویلیام نکس دارسی» انگلیسی انجام شد.
شرکت تحت فرمان «ویلیام دارسی » پس از پنج سال جستجو در مسجدسلیمان در عمق360متری زمین از چاهی که امروزه «چاه نمره یک» نامیده می شود به نفت رسید. نويسنده انگليسي كتاب « Oil Persian» در اين باره مينويسد:
«… روز 26 ماه مه سال 1908 [5 خرداد سال 1287] كه عمليات چاهكني به عمق 1180 پا رسيده بود، نفت فوران كرد و متجاوز از 50 پا از دستگاه حفاري بالا زد. به اين ترتيب صنعتي آغاز شد كه طي دو جنگ، نيروي دريايي انگلستان را نجات داد ولي براي ايرانيان زحمتي ايجاد كرد كه از مجموع مزاحمتهاي سياسي دولت هاي بزرگ بيشتر بود.»
و صدور نفت ایران از سال 1292 ش / 1913 م ـ يكسال پيش از وقوع جنگ جهاني اول ـ آغاز شد، دستيابي به نفت ايران براي انگليسيها، يك جهش بزرگ در نظام اقتصادي كشورشان و به مانند خون در رگ اقتصاد بريتانيا بود،در حقيقت،اعمال نفوذ دائمي بر دولتهاي قاجار، به قدرت رساندن رضاخان و يا اشغال خاك ايران، رويدادهايي است كه انگليسيها در همه آنها يك هدف مشترك را دنبال ميكردند و آن حفظ منابع نفتي ايران بود.
*ملی شدن صنعت نفت
رویای ملی شدن صنعت نفت با حمایت جدی آیت الله کاشانی بالاخره در دولت مصدق که البته تنها دو سال و سه ماه و پانزده روز بر سر کار بود، تحقق یافت (اولین روز تشکیل دولت مصدق13خرداد 1330 و روز سقوط دولت او 28مرداد 1332) مصدق بعدها در خاطرات خود می نویسد «... چند روز بعد از ملي شدن صنعت نفت يكي از مديران ايراني و موثر شركت نفت بريتانيا و ايران به من گفت اگر دولت توانست يك ماه مملكت را بدون عايدات نفت اداره كند و به كار ادامه دهد آن وقت ميتوان گفت نفت را ملي كرده است ».
واقعيت اين است كه نفت يك سرمايه عظيم ملي براي نسلهاي متوالي است و با يك حساب و كتاب ساده ميتوان دريافت كه پس از گذشت نزديك به 60 سال از ملي شدن صنعت نفت حداكثر آنچه نصيب ملت ايران شده، حدود يكسوم بوده و دوسوم آن در جيب غارت كنندگان رفته است. اگر فشار سياسي تعيين كننده قيمت نفت در بازار كه هميشه باعث فاصله گرفتن قيمت واقعي نفت بوده را نيز حساب كنيم، آنچه نصيب ملت ايران ميشود، به يكپنجم كاهش پيدا ميكند.(1)
*چرایی اقتصاد بدون نفت
الف) اولاً از آنجاکه دهه چهارم انقلاب اسلامی، دههي پيشرفت و عدالت ناميده شده است و به فرموده رهبرمعظم انقلاب «ما بايد بتوانيم قدرت نظام اسلامى را در زمينهى حل مشكلات اقتصادى به همهى دنيا نشان دهيم؛ "الگو" را بر سر دست بگيريم تا ملتها بتوانند ببينند كه يك ملت در سايه اسلام و با تعاليم اسلام چگونه ميتواند پيشرفت كند.» ثانیاً با توجه به اينکه الگوهای مارکسيستی و سرمايهداری، هريک به طريقی، دچار بحران شدهاند؛و در شرايطی که يكي از اين دو الگو از ميان رفته و الگوي دوم هم نتوانسته است مردم را به آسايش و رفاه وعده داده، برساند، مردم دنيا اكنون طالب الگوي ديگري هستند چرا كه دريافتهاند الگوهای سابق نميتوانند نيازهاي آنها را برآورده كنند. لذا انقلاب اسلامي ايران بايد بتواند برای ملتهاي خواهان الگوي جديد - چه در كشورهاي عربی در حال انقلاب و چه در كشورهاي اروپايي- الگویي جامع مبتنی بر آموزههای اسلامی ارائه کند. در اين صورت، اين الگو با استقبال روبهرو شده و نشان ميدهد که اگر به آموزههای اسلام، درست عمل شود، بشر نه تنها آخرت، بلکه در دنيا نيز به آسايش میرسد؛ طبيعی است که اقتصاد از ارکان مهم اين الگو است.
ب) صنعت نفت ایران و بویژه صدور نفت بیش از یک سده است که سرنوشت اقتصاد ایران را رقمزده است، واقعیت این است که امروزه بیش از 50 درصد اقتصاد ایران وابسته به نفت است؛ این یک چالش جدی است و اگر روزی بلایی بر سر قیمت نفت بیاید، اقتصاد هم به موازات آن سقوط خواهد کرد. با این حال باید فکری برای این چالش اندیشید(2)
*چیستی اقتصاد بدون نفت
«اقتصاد بدون نفت» این جمله ی سه کلمه ای به ظاهرساده می آید. حال آنکه عملی کردن آن سخت و مشکل می نماید، تردیدی در وابستگی بدبختی های کشورهای نفت خیزدنیای درحال توسعه به درآمدهای نفتی وجود ندارد. حتی خود این ملت ها نیزبه خوبی دریافته اند که میان درآمدهای بادآورده نفتی و سبد سنگین بدبختی ها و ناکامی هایشان پیوندی استوار وجود دارد و هرقدرهم که وابستگی هایشان به این درآمدهای خدادادی بیشترشود٬ رنجوری هایشان نیزبیشترخواهد شد، ازآنجاکه منابع حاصل ازنفت٬منابع جایگزینی ندارند وتمام شدنی هستند٬به همین دلیل استفاده ازآنها برای نسلهای فعلی ازبین بردن حق نسلهای آینده است.
«امروز به خاطر خیانت بعضی از کشورهای تولیدکننده نفت و همدستی شان با دزدان غارتگر بین المللی، به جای اینکه نفت، وسیله ای در دست کشورهای تولیدکننده آن برای کسب سود یا استفاده سیاسی و اقتصادی باشد، به عکس به عنوان وسیله ای در دست مصرف کنندگان قرار دارد! ... در حقیقت نفت در مشت آنهاست، نفت مال ماست؛ اما سیاستش در دست دیگران است! چنین سرمایه ای مایه دردسر است»(3)
... این خشت کجی است که در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است، آن جوانانی که نمی دانند رژیم گذشته با این کشور چه کرده است، بدانند یکی از دهها کار خیانت آمیزی که کردند، این است! اقتصاد این کشور را متکی به نفت کردند.
*چگونگی اقتصاد بدون نفت
هرچند:
الف) طبق اعلام مسئولان وزارت نفت در آخرین اظهار نظر رسمی، حجم ذخایر نفت خام ایران 151.17 میلیارد بشکه و معادل حدود 14% ذخایری نفتی دنیا برآورد شده است که عنوان سومین کشور دارای ذخایر نفتی دنیا را دارد(4)
ب) همچنین کشور ما حدود 17% ذخایر گاز طبیعی دنیا به میزان 33.1 تریلیون متر مکعب را در اختیار دارد و عنوان دومین کشور دارای ذخایر گازی دنیا را دارد.
ج) طبق اعلام مسئولین وزارت نفت، ایران تا 143 سال گاز و 86 سال آینده نفت خواهد داشت،
د) اکثر مخازن نفتی ایران در نیمه دوم عمر خود هستند و در طول این دوره تولید نفت آنها کاهش یافته و یا به عبارتی وارد دوره نیاز به فرایند EOR شده اند.(5)
اما به فرموده رهبر معظم انقلاب« کیفیت بنای هندسه اقتصاد کشور ، از دوران رژیم وابسته پهلوی، کیفیت غلطی بوده که تغییر دادن آن تا امروز، کار دشواری بوده است» ، آگاهی از میزان وابستگی اقتصاد کشور به نفت موید این است که ما امروز باید فکر روزی را بکنیم که کشور ما نفت نداشته باشد.
اقداماتی در راستای کاهش مصرف داخلی نفت، یا در راستای کاهش از وابستگی ما به نفت و اصولاً در راستای تغییرات ساختاری برای آمادگی ورود به عصر «ایران پس از نفت!».
لذا برای جدا شدن از یک اقتصاد متکی به نفت و قرار گرفتن در جرگه کشورهای نوصنعتی و نیمه صنعتی توسعه یافته گام های متعددی باید برداشته شود.«... آن روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانش مان بدست بیاوریم و در چاه های نفت را پلمپ کنیم، آن روز برای ما روز خوبی است » ، بسیاری از متخصصان بر این باورند که ما نه از امروز که شاید از دیروزهای دورتر باید برای آیندهی بینفت فکری می کردیم.
بررسی اجمالی فرمایشات مقام معظم رهبری نشان می دهد که معظم له بویژه از سال 1373 تا کنون(1390) به مناسبت های مختلف بر شعار تکیه بر « اقتصاد منهای نفت» پای فشاری داشته و حتی در دیدار اخیر خود با فعالان عرصه اقتصادی فرمودند؛ «من چند سال قبل از اين گفتم - البته آن وقت مسئولين دولتى از اين حرف هيچ استقبال نكردند - ما بايد به جائى برسيم كه اگر يك روزى به خاطر قضاياى سياسى، اقتضائات سياسى، يا اقتضائات اقتصادى در دنيا، اراده كرديم كه صادرات خودمان را مثلاً براى مدت پانزده روز يا يك ماه متوقف كنيم، بتوانيم. شما ببينيد اين كار چه قدرت عظيمى را براى يك كشور توليد كنندهى نفت به وجود مىآورد كه يك وقت اگر اراده كرد، بگويد آقا من از امروز تا بيست روز نفت صادر نميكنم. ببينيد چه حادثهاى در دنيا به وجود مىآيد. امروز ما نميتوانيم اين كار را بكنيم، چون به اين درآمد احتياج داريم. اگر يك روزى اقتصاد كشور از درآمد نفت و صادرات نفت بريده شود، اين توان را ملت ايران و نظام اسلامى در ايران به دست خواهد آورد؛ كه تأثيرگذارىاش در دنيا فوقالعاده است. ما بايد به اينجا برسيم. خب، اين حمايت ميخواهد؛ بايد از صادرات حمايت بشود»
*جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون نفت
اقدامات مهم و شجاعانه دولت های نهم و دهم (علی رغم اشکالاتی که ممکن است وجود داشته باشد) در راستای طرح تحول اقتصادی همچون سهمیه بندی بنزین، هدفمندی یارانه ها، تغيير در نظام اعتبارات بانكي و تحول نظام بانكي و تغيير پول ملی و ... گام های مهمی است در مسیر حرکت به سمت جهاد اقتصادی و اقتصاد بدون نفت اما بنظر می رسد توجه ویژه مسئولان (خصوصاً وزارت خانه های اقتصادی کشور) به بخش های ذیل امری است ضروری:
- افزایش سهم بخش خصوصی در تولید ناخالص ملی
اگر توجه بیشتری به حوزهی تولید در کشور شود و شرایط تولید کنندگان تسهیل شود به طور قطع ظرفیتهای صادراتی کشور آیندهی بهتری را به ما نشان خواهد داد.
- افزایش صادرات غیر نفتی
علی رغم اقدامات مفید صورت گرفته در سال های اخیر در زمینه صادرات اما همچنان رتبهی فعلی صادرات با ظرفیت ملی صادرات فاصلهی زیادی دارد چراکه در بخشهای صادراتی میتوان اقدامهای بسیار بیشتری انجام داد.
مقام معظم رهبری نیز در زمینهی صادرات غیرنفتی از گذشته بیانات مهمی دارند و با همین هدف نیز زمانی فرمودند: «آروزی من این است که چاههای نفت بسته شود و اقتصاد کشور از راه صادرات غیرنفتی رشد، پیدا کند»
- بالابردن ارزش افزوده کالاهای تولیدی (تقویت ارز آوری منابع کانی و خام)
- اجرای صحیح و کامل طرح مالیات برارزش افزوده
بیش از4 دهه ازاجرای مالیات برارزش افزوده دردنیا می گذرد.هم اینک این شیوه مالیات ستانی در140کشورجهان درحال اجراست و این نشان دهنده اهمیت این نوع مالیات ستانی و فواید مثبت آن است.
- توجه ویژه به میدان گازی پارس جنوبی و میادین مشترک
ارزش گازی كه در میدان پارس جنوبی ذخیره شده است، معادل درآمد 120 سال صادرات نفت خام تولیدی كشور است. با توجه به این كه ایران در پارس جنوبی با كشور همسایه شریك است و همچنین بیگانگان و شركتهای بزرگ بینالمللی غربی بسیج شدهاند تا این میدان را تخلیه كنند.
اگر به نقش و اهمیت اقتصادی و اجتماعی تولیدات میدان پارس جنوبی و موضوع ایجاد فرصتهای اشتغال و كارآفرینی آن، مقوله دیپلماسی نفت و افزایش قدرت چانهزنی كشور در مبادلات و مناسبات بینالمللی و افزایش نقش و اقتدار ایران در بازارهای تولید و تجارت انرژی را نیز اضافه كنیم، میدان پارس جنوبی بیش از بیش آشكار میشود.
- توسعه جهانگردی و صنعت توریسم
- خلق مزیت های جدید(نیروی کارفراوان و ارزان، منابع طبیعی و مواد اولیه، موقعیت خاص جغرافیایی و ترانزیتی و ...)
- پیگیری جدی طرح های احیای مهار آب
- ایجادبستر لازم برای فعالیت ها و طرح های تحقیقاتی
در پایان باید گفت :
همانطور که رهبری فرزانه انقلاب فرمودند؛ «جهاد يعني مبارزه؛ يعني دشمنی در عرصه اقتصاد وجود دارد که بايد با آن مبارزه كرد» ، با تحقق جهاد اقتصادي، ملت به جاي استفاده از درآمد نفتي از نتيجه تلاش خود بهرهمند شده و به اين ترتيب وابستگي به درآمد نفتي كاهش يافته و فرهنگ مجاهدت نهادينه ميشود، اما همانگونه که کارشناسان و دلسوزان کشور نیز معتقدند؛ لازمه اين امر طراحي ارتقاي فرهنگي مناسب جهاد اقتصادي است. باور عمومي جهاد اقتصادي در كشور فراهم شود و فرهنگ كار و تلاش در جامعه بايد نهادينه شود و بدون فرهنگ كار و تلاش جهاد اقتصادي تحقق نمی یابد.
«مشاركت مستقيم مردم در امر اقتصاد، لازم است. اين نيازمند توانمند شدن است، نيازمند اطلاعات لازم است؛ كه اينها را بايد مسئولين در اختيار مردم قرار دهند ... البته رسانهها نقش دارند، راديو و تلويزيون نقش دارند، ميتوانند مردم را آگاه كنند؛ دولت هم بايد فعال برخورد كند و بتوانند انشاءاللَّه مسئلهى اقتصادى را پيش ببرند.»
به امید روزی که بتوانیم چاه های نفت ، این سرمایه گرانبهای نسل های آیندگان را پلمپ کنیم !
ارسلان ظاهری بیرگانی-کارشناس مهندسی نفت
پی نوشت:
1- دکترمحمود احمدی نژاد در مراسم تودیع و معارفه وزیر نفت
2- دکتر عبدالمجید شیخی12 ارديبهشت 1390
3- بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگران و معلمان در روز کارگر و هفته معلم 13/03/1373
4- Annual Statistical Bulletin(OPEC 2010-2011)
5- Enhanced Oil Recovery= EORبازیافت ثانویه نفت
لینک درج مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران
لينك درج مطلب در پايگاه شوراي سياستگذاري ائمه جمعه كشور
لینک درج مطلب در پایگاه بسیج وزارت نفت(علمدارنیوز)

دم دمای افطاره و دیگه کم آوردم! ... یک ساعتی تا اذان مغرب مونده ، لب تاپ رو بر میدارم و یه سر به جی میلم می زنم ! ... ایمیل های زیادی واسم اومده ... از محراب اندیشه تا عمارنامه و گروه وبلاگ نویسان ارزشی و ...!
لابلای این ایمیل ها ، ایمیلی هم از "عکاس مسلمان" رسیده که توجه ام رو به خودش جلب می کنه ! "اولین گردهمایی حزب الله سایبر برگزار شد" ، به لینک خبر سری میزنم، تو متن خبر اومده که "در این مراسم که با حضور عده کثیری از علاقمندان و فعالان مجازی، شبکههای اجتماعی و وبلاگ نویسان برگزارشد حاج حسین یکتا، مدیر بنیاد فرهنگی خاتم الاوصیاء (عج) با گریزی به حال و هوای دوران دفاع مقدس و جنگ تحمیلی در حوزه سایبر و جنگ نرم سخنرانی کردند..."
یه لحظه یاد اردوهای راهیان نور می افتم راهیان نوری که دیگه توی این سالها به مدد تلاشهای شبانه روزی حاج حسین و تیمش، به یک جریان فرهنگی جدی و بزرگ در کشور تبدیل شده و سالهاست که ورق رو در عرصه فرهنگی کشور به سود ارزشهای انقلاب و جهاد و شهادت برگردونده .
آره حاج حسین یکتا رو می گم همین مرد لاغراندام و خوشرویی که یک چشم خودش رو در ایام جنگ تو مناطق عملیاتی جا گذاشته، همونی که با تشکیل ستاد راهیان نور در سال 81 و در سالهای پایانی دولت اصلاحات(!) ، درست تو زمان اوج هجمه اصلاح طلبان به ارزشهای جهاد و شهادت، جهشی ایجاد کرد برای تجمیع نیروهای وفادار به این ارزشها و تجدید روحیه اونا.
حاج حسین یکتا که تو این سالها مثه همرزماش در گمنامی و بی نام و نشان هدایت این حرکت بزرگ را برعهده داشته بی شک یکی از تاثیرگذارترین چهرههای فرهنگی سالهای اخیر در کشور بوده .
همونی که تو دوران جنگ وقتی بهش میگن بچه تو سنت کمه و نمی تونی بری جبهه، شناسنامشو دست کاری می کنه و هرجوری هست خودش رو میرسونه برای یاری سربازای فرماندش خمینی کبیر!
اخلاص، صفا و بصیرت حاج حسین که ندای فرماندش رو بخوبی فهمیده ، حالا هم اونو آورده توی عرصه مقابله با جنگ نرم دشمن.
اونجایی که آقا میگه " امروز اولویت اصلی كشور مقابله با جنگ نرم دشمن كه هدف آن ایجاد تردید، اختلاف و بدبینی میان آحاد مردم است و مهمترین راههای مقابله با این تهاجم حفظ و تقویت بصیرت، روحیه بسیجی، امید كامل به آینده و مراقبت جدی در تشخیصها است" (1)، حاج حسین که بحق در نوع خودش یکتاست، اومده تا اینجا هم با کمک تمیش و همرزماش، راهیان نور رو راه اندازی کنه تو عرصه مجازی! و تشکیل و راه اندازی "حزب الله سایبر" هم تو همون راستا انجام میشه !
با خودم عهد کردم که هرجوری هست بپیوندم به این"حزب الله سایبر" ، اگه هم بهم بگن بچه سنت کمه! مجبورم مثه حاج حسین شناسنامم رو دستکاری کنم ! آخه نباید حرف آقا رو زمین بمونه !
امروز دشمن داره یکی یکی جوونای ما رو آروم و بی سروصدا شهید می کنه ! امروز ماهیت جنگ عوض شده ! اینجا هم باید خرازی و باکری و زین الدین ها بیان تا مگه فرجی حاصل بشه ! اینجا هم باید حاج حسین یکتاها چشمشون رو تو منطقه نبرد جا بذارن!
امروز مسلمونا و مظلومای عالم چشمشون به ماست و ما اگه بخوابیم دشمن نمی خوابه !
مقام معظم رهبری فرمود "همچنان كه اميرالمؤمنين عليهالسّلام فرمود: «من نام لم ينم عنه»(2). آن وقتى كه شما در سنگرتان به خواب رفتهايد، خيال نكنيد كه سنگربانِ سنگر مقابل هم در خواب است. خير؛ او متوجّه شماست و منتظر است كه به خواب برويد. براى ملت، خواب رفتن، بزرگترين دشمن است(3)"
پی نوشت :
1)از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با بسیجیان سراسر كشور 06/11/1389
2)نهجالبلاغه، نامه 62
3)از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از فرماندهان ارتش 27/01/1376
لینک درج مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران
این مطلب همچنین در بخش سایر رسانه های "رجانــیوز" و "پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی"و ...مورد استقبال قرار گرفت.
دیدار سالیانه قشرهای مختلف دانشجویی با رهبر معظم انقلاب ، چهارشنبه 20مرداد امسال در حالی برگزار شد که حاوی حواشی، مطالب و موضوعات مهمی خصوصاً در سخنان دانشجویان بود .
سخنان مقام معظم رهبری البته حاوی نکات بسیار مهمی بود که نیاز به بررسی و تحلیل و پیگیری دقیق از سوی دانشجویان و مسئولان ذی ربط دارد ، حقیر نیز انشالله در آینده ای نزدیک در حد بضاعت ناچیز خود این فرمایشات را دنبال خواهم کرد.
***
به سایت خامنه ای دات آی آر مراجعه می کنم تا صوت سخنان دانشجویان ناطق را گوش کنم . سخنان نماینده اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل البته برای من هم همچون خیل دانشجویان حاضر بیشتر جلب توجه می کند ! بطوریکه من و دوستم اسماعیل چندبار باتکبیرهای خود دانشجویان پرشور حاضر در حسینیه امام خمینی(ره) را همراهی می کنیم!
حس جوانی، روحیه عدالت طلبی و آرمان خواهی را به خوبی می توان در مطالب آقای زعیم زاده مشاهده کرد.
سایت های خبری مختلف را که بررسی می کنم ، می بینم هرکدام به نوعی به این سخنان پرداخته اند، نکته ای البته از لابلای این صحبت ها برای من جلب توجه می کند، آنجا که وی در دومین بخش از صحبت های خود به "خدمت سربازی" اشاره می کند و می گوید "وجود برخی قوانین نادرست در باب سربازی، مشکلاتی پدید آورده است. امروز و در میان برخی جوانان، خدمت وظیفه، تداعی کنندهی دو سال تضییع وقت و احساس بیهودگیست. علاوه بر این در حالیکه جمعیت فارغ التحصیلان مقطع کارشناسی در کشور بیشتر از هر زمانیست و میل به ادامهی تحصیل هم وجود دارد مسألهی سربازی تبدیل به نوعی بیعدالتی در بین پسران و دختران نیز شده است و ..." ، در حالی که به سخنان او گوش می دهم به یکباره به یاد نظرات استاد حسن عباسی پیرامون خدمت سربازی می افتم ، عباسی در جایی می گوید " با وجود خدمت سربازی برای پسران، دختران با آرامش کنکور میدهند و مدارک بالای دانشگاهی میگیرند، بنابراین پسرانی که از آنها عقب ماندهاند با دختران نسلهای بعدی ازدواج میکنند که حاصل آن ظهور نسلی از دخترانی است که امکان ازدواج پیدا نکردند و بحرانی بزرگ را رقم خواهند زد...
پسر جوان که به دلیل نقش کنش گری و فعال اجتماعی خود در امر پیش قدمی برای تشکیل خانواده، همواره یک نگرانی برای آماده شدن جهت این ماراتن چهار وجهی «خدمت سربازی، ادامه تحصیل در دانشگاه، اشتغال و در نهایت تشکیل خانواده » را دارد، پس از سربازی، به سختی در دانشگاه دوردستی قبول شده و سخت تر از آن یک شغل پیدا می کند؛ تا طی کردن این پروسه از سوی جوان پسر، دختر جوان تحصیلات خود را پایان داده و اشتغال پیدا کرده و دیگر «هم- کفو» آن پسر جوان محسوب نمی شود. در نتیجه آن پسر جوان به سراغ دختری از موج بعدی جوانان می رود و نتیجه آن، پیدایش نسل سوخته از دختران با تحصیلات دانشگاهی است که به مرور، سن ازدواج آنها بالا رفته و بعضاً امکان ازدواج نمی یابند."
صرفنظر از اینکه عده ای می گویند سربازي پديده جديدي نيست كه مشكلات را به آن منصوب كنيم و مهم ترین علت بالارفتن سن ازدواج را مشکلات مادی می دانند و معتقد اند در حالت عادی برای ازدواج سن پسر باید دو تا سه سالی از سن دختر بزرگتر باشد و بنابراین با دو سال سرباز رفتن هیچ اختلاف نسلی بوجود نمی آید.
اما باید گفت " پیدایش نسل سوخته از دختران با تحصیلات دانشگاهی که به مرور، سن ازدواج آنها بالا رفته و بعضاً امکان ازدواج نمی یابند" و همچنین "سدی که خدمت نظام وظیفه در برابر کسب تجربهی کاری، تحصیلات یا شروع یک زندگی حداقلی در مقابل پسران قرار میدهد" قابل اغماض نیست و به نظر میرسد قوانین فعلی نمیتواند این مشکل را حل کند و بایست مسئولان امر برای این معضل چارهاندیشی کنند .
لذا نگارنده معتقد است مسألهی سربازی نه تنها "تبدیل به نوعی بیعدالتی در بین پسران و دختران شده است" بلکه در واقع " ظلم به نسل دخترانی است با تحصیلات دانشگاهی که سن ازدواج آنها طبق آنچه گفته شد بالا رفته و بعضاً امکان ازدواج نمی یابند!"
***
سخنان مقام معظم رهبری را که بررسی می کنم به فرمایشاتی از ایشان در 01/12/1369 در مراسم توديع با قاريان قرآن برمی خورم که شاید به نوعی مرتبط با مبحث ارائه شده و همچنین ماهی که در آن هستیم(ماه بهار قرآن) باشد:
[...] مسألهى حفظ [قرآن]را خيلى جدى بگيريد. متأسفانه ما و بچههايمان حفظ قرآن نداريم. بگذاريد يك خرده جلو برويم و در سطح كشور مسألهى حفظ قرآن را گسترش بدهيم، آنگاه حرفى نداريم كه در موقع سربازى، حافظان قرآن را معاف كنيم. البته ما نبايد اين طور بگوييم كه حافظ قرآن معاف است؛ چون مسألهى سربازى در اينجا، غير از سربازى در مصر است. سربازى در اين جا مثل قرآنخواندن است و جهاد فىسبيلالله است. جهاد فىسبيلالله با قرآن خواندن، عِدلين هستند؛ اينها از هم جدا نيستند. [...] دولت در اينجا، دولت قرآن است، سربازى آن هم جهاد است. اين خيلى متفاوت است. بنابراين به جاى معاف كردن، بهتر است بگوييم هر كس كه حفظ قرآن داشت، فرمانده مىشود؛ اين را حاضرم. اگر كسى حفظ قرآن بكند، من به او درجه مىدهم. همين خوب است.
***
***
لینک درج مطلب در خبرنامه دانشجویان ایران
لینک درج مطلب در پایگاه دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

من يك بار ... صبر امام حسين (ع) را تشريح كردم. صبرش فقط اين نبود كه بر تشنگى صبر كند، بر كشته شدن ياران صبر كند؛ اينها صبرِ آسان است. صبرِ سختتر اين است كه ديگران، افراد صاحب نفوذ، افراد آگاه، افراد محترم هى بگويند آقا نكنيد، اين كار غلط است، اين كار خطرناك است. هى ايجاد ترديد كنند. كىها؟ افرادى مثل عبدالله جعفر، عبدالله زبير، عبدالله عباس؛ اين شخصيتهاى برجستهى بزرگ آن روز دنيا، آقازادههاى مهم اسلام، اينها هى بگويند نكن اين كار را. هر كه باشد، اگر چنانچه آن عزم و آن اراده و آن ثبات در او نباشد، با خودش فكر ميكند كه من ديگر تكليفى ندارم، اينها كه دارند اينجورى ميگويند، دنيا هم كه دارد آنجورى حركت ميكند، بگوئيم و بگذريم. آن كه در مقابل اين اظهارات، در واقع وسوسهها، ترديدافكنىها، راه شرعى درستكردنها بايستد و دلش نلرزد و قدم در اين راه بگذارد، او همان كسى است كه ميتواند اين تحول عظيم را به وجود بياورد. و امام بزرگوار ما در اين جهت تشبّه كردند و اقتفاء كردند به سيد و سالار شهيدان.(1)
آقا جان! می دانم شما هم به مولایت حسین اقتدا کرده ای! صبر کردی برکشته شدن یارانت (ازاول انقلاب تاکنون) ، صبر کرده ای بر آقا زاده های مهم انقلاب!
کم نیستند آقازاده های مهمی! هم که امروز "هی بگویند نکن این کار را ! " ، هی از تکرار خطاهای مشروطه بگویند! (۲)
ما اگر چه اماممان را ندیده ایم اما روی ماه تو را که دیده ایم! حضرت ماه، پس راه را گم نمی کنیم و مشروطه قرار نیست دوباره تکرار شود! انقلاب ما اگر ریزش داشته باشد، ما رویش هائیم در کنار این ریزش! (۳)
مشروطیت را سکوت خواص به شکست کشاند! مشروطیت را فقدان رهبري و ولايت فقيه به شكست كشاند!
آقا جان! می دانم به مولایت حسین اقتدا کرده ای! و در راه خودت ثابت قدم ایستاده ای! اما قرار نيست كربلا دوباره تكرار شود! که اگر شود این سر حسین نیست که به نیزه می رود!
آقا جان ! ما زیر بیرق تو آماده می کنیم شانه هامان را براي پذيرفتن بار عدالت مهدی(عج) !
و می گوئیم مهدی جان !
منتقم خون خدا زود باش ما همه کیسان ابو عمره ایم
یکسره در لشگر ایرانی ات پشت سر یار خراسانی ات
******************************
۱- بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران /13/4/1390
۲-اشاره به مقاله اخیر آقای هاشمی رفسنجانی
۳- مقام معظم رهبری : "نبايد خيال كرد كه اگر چهار نفر آدمي كه سابقه انقلابي دارند، از كاروان انقلاب كنار رفتند، پس انقلاب غريب ماند. نه آقا، همه انقلابها، همه فكرها، همه جريانهاي گوناگون اجتماعي، هم ريزش دارند، هم رويش دارند؛ ريزش در كنار رويش. "
![]()
****************
نخستین نشست «اندیشه های راهبردی» در جمهوری اسلامی ایران، با حضور رهبر معظم انقلاب اسلامی و دهها نفر از اندیشمندان، استادان و صاحبنظران دانشگاهی و حوزوی، آذر 138۹ ، با هم اندیشی و بررسی "مبانی، ویژگی ها و ابعاد الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت" برگزار شد.
چهار عرصه!
۱- چهار عرصه "فكر، علم، زندگی و معنویت" عرصه های مهم الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت است.
سندی بالادستی!
2- این الگو، سندی بالادستی برای همه اسناد برنامه ای و چشم اندازی كشور خواهد بود ... تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت ،به علت ماهیت بالا دستی این الگو،در دولتها ومجالس امكان پذیر نیست ،ایجاد مركزی برای پیگیری این هدف راهبردی ضروری است.البته این كار بسیار مهم و حركت عظیم نمی تواند محدود به یك مجموعه شود و همكاری همه اندیشمندان و متفكران كشور را می طلبد.
اهداف نشست ها!
3- كشور مسائل اساسىاى دارد. كارهاى بزرگى هست كه بايد انجام بگيرد. توانائىها و ظرفيتهاى بسيارى هست كه ميتواند در خدمت اين حركت عظيم انجام بگيرد. اين مقصود تحقق نخواهد يافت، مگر اينكه زبدگان، فرزانگان و انديشهورزان، خودشان را با اين مسائل كلان مرتبط و درگير كنند.
اهداف اصلی برگزاری این سلسله نشست ها :
الف) درگیر شدن متفكران و اندیشه ورزان با مسائل اساسی و كلان
ب) فرهنگ و گفتمان سازی درخصوص مسائل كلان در میان نخبگان و سپس در سطح عمومی جامعه
ج) تعیین مسیر و نوعی ریل گذاری برای آینده كشور .
فرایندی بلند مدت !
4- تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت جز در یك فرآیند بلندمدت و در حالت خوش بینانه، میان مدت، امكان پذیرنیست.
در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، هدفها مشخص می شود اما راهبردها ممكن است به تناسب شرایط زمان دچار تغییر و اصلاح شوند كه این مسئله، نشان دهنده انعطاف پذیری الگو است.
تبیین اجزای چهارگانه تعبیر «الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت» !
«الگوى اسلامى - ايرانىِ پيشرفت». الگو معنايش چيست، ايرانى به چه لحاظ، اسلامى به چه لحاظ، و پيشرفت در چه جهات؟
كلمه الگو!
5- الگو هم نقشهى جامع است. وقتى ميگوئيم الگوى ايرانى - اسلامى، يعنى يك نقشهى جامع. بدون نقشهى جامع، دچار سردرگمى خواهيم شد؛ همچنان كه در طول اين سى سال، به حركتهاى هفت و هشتى، بىهدف و زيگزاگ مبتلا بوديم و به اين در و آن در زديم. گاهى يك حركتى را انجام داديم، بعد گاهى ضد آن حركت و متناقض با آن را - هم در زمينهى فرهنگ، هم در زمينهى اقتصاد و در زمينههاى گوناگون - انجام داديم! اين به خاطر اين است كه يك نقشهى جامع وجود نداشته است. اين الگو، نقشهى جامع است.
كلمه اسلامی!
6- جامعه و حكومت ما، اسلامی است و ما مفتخریم كه می توانیم با استفاده از منابع اسلام، الگوی پیشرفت خود را تدوین كنیم.
كلمه ایرانی!
7- مسائلی نظیر ضرورت در نظر گرفتن شرایط تاریخی – جغرافیایی – فرهنگی – اقتصادی و اجتماعی ایران
علاوه بر این مسائل، طراحان این الگو نیز متفكران ایرانی هستند و این الگو در واقع تجلی تلاش اندیشمندان این سرزمین برای ترسیم آینده كشور است.
كلمه «پیشرفت» به جای «توسعه» !
8- كلمه توسعه، یك اصطلاح متعارف جهانی، با بار معنایی و ارزشی و الزامات خاص خود است كه ما با آنها موافق نیستیم، بنابراین از كلمه «پیشرفت» استفاده شد ضمن اینكه وام نگرفتن از مفاهیم دیگران، در طول انقلاب اسلامی سابقه داشته است.
از وضع موجود تا وضع مطلوب!
9- ترسیم وضع مطلوب و مشخص كردن چگونگی رسیدن از وضع موجود به وضع مطلوب از ضرورت های روند ترسیم و تدوین الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت است .
استفاده از دستاوردهای دیگران!
10- استفاده از دو مفهوم «اسلامی و ایرانی»، به هیچ وجه به معنای استفاده نكردن از دستاوردهای دیگران و تجارب صحیح آنان نیست و ما در این راه، با چشمان باز و انتخاب گر، از هر علم و معرفت درست استفاده می كنیم.
چرا این مقطع زمانی!
11- یك سؤال این است كه چرا این مقطع زمانی برای تدوین این الگو انتخاب شده است؟
تجربه های متراكم و معرفتهای انباشته شده در سی سال گذشته نشان می دهد كه مقطع فعلی، زمان مناسبی برای آغاز این راه است.
چهار عرصه فكر، علم، زندگی و معنویت
عرصههاى اين پيشرفت را به طور كلى بايستى مشخص كنيم. چهار عرصهى اساسى وجود دارد.
عرصه فکر!
12- در درجهى اول، پيشرفت در عرصهى فكر است. ما بايستى جامعه را به سمت يك جامعهى متفكر حركت دهيم؛ اين هم درس قرآنى است. شما ببينيد در قرآن چقدر «لقوم يتفكّرون»، «لقوم يعقلون»، «أفلا يعقلون»، «أفلا يتدبّرون» داريم. ما بايد جوشيدن فكر و انديشهورزى را در جامعهى خودمان به يك حقيقت نمايان و واضح تبديل كنيم. البته اين از مجموعهى نخبگان شروع خواهد شد، بعد سرريز خواهد شد به آحاد مردم. البته اين راهبردهائى دارد، الزاماتى دارد. ابزار كار، آموزش و پرورش و رسانههاست؛ كه بايد در برنامهريزىها اينها همه لحاظ شود و بيايد.
الگوی اسلامی–ایرانی پیشرفت به گونه ای تدوین شود كه جامعه را به سمت جامعه ای متفكر سوق دهد و جوشیدن فكر و «اندیشه ورزی» به حقیقتی نمایان در جامعه تبدیل شود.
مشخص شدن راهبردها و الزامات پیشرفت در عرصه فكر و توجه به ابزارهای آن از جمله «آموزش و پرورش و رسانه ها» در تدوین الگوی پیشرفت مهم است.
عرصه علم!
13- عرصهى دوم - كه اهميتش كمتر از عرصهى اول است - عرصهى علم است. در علم بايد ما پيشرفت كنيم. البته علم هم خود، محصول فكر است. نوآوری و حركت خوب موجود در زمینه استقلال علمی باید با شتاب و قوت بیشتر ادامه یابد و راههای پیشرفت همه جانبه، عمیق و بنیانی علمی، در الگو مشخص شود.
عرصه زندگی!
14- عرصهى زندگى - كه شامل عدالت و امنيت و حكومت و رفاه و اين چيزها ميشود - يكى از اين چهار عرصه است. توجه به مسائل و خطوط اصلی زندگی مانند امنیت، عدالت، رفاه، آزادی، حكومت، استقلال و عزت ملی در بحث الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، ضروری است .
عرصه معنویت!
15- عرصهى چهارم - كه از همهى اينها مهمتر است و روح همهى اينهاست - پيشرفت در عرصهى معنويت است... بايد براى همه روشن شود كه معنويت نه با علم، نه با سياست، نه با آزادى، نه با عرصههاى ديگر، هيچ منافاتى ندارد؛ بلكه معنويت روح همهى اينهاست.معنویت چهارمین و مهمترین عرصه ای است كه در كار پیچیده – دقیق و بلندمدت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ،باید به آن توجه شود چرا كه معنویت، روح پیشرفت واقعی در همه زمینه ها و مسائل است.
دنیای جنگلی، دنیای انسانی!
16- دنياى امروز، دنياى جنگلى است. دنيائى كه در آن علم همراه باشد با معنويت، تمدن همراه باشد با معنويت، ثروت همراه باشد با معنويت، اين دنيا دنياى انسانى خواهد بود. البته نمونهى كامل اين دنيا در دوران ظهور حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) اتفاق خواهد افتاد و از آنجا دنيا شروع خواهد شد. ما امروز در زمينههاى مقدماتىِ عالم انسانى داريم حركت ميكنيم.
در باب محتواى اسلامى، مسئلهى اصلى، مسئلهى توحيد و مسئلهى معاد است.
مسئله توحید!
17- در باب محتواى اسلامى، اولين مسئلهاى كه بايد در نظر گرفته شود، مسئلهى مبدأ است، مسئلهى توحيد است؛ «انّا للَّه و انّا اليه راجعون».(2) مهمترين مشكل دنيائى كه امروز رنگينترينش در غرب متجلى است ، جدائى از خدا و اعتقاد به خدا و التزام به اعتقاد به خداست. اگر مسئلهى مبدأ حل شد، بسيارى از مسائل حل خواهد شد.
توجه به مسئله توحید در این الگو دارای ضرورت كامل است، اگر توحید، اعتقاد به خدا و التزام به این اعتقاد، به بدنه زندگی بشر بسط داده شود، مشكلات جامعه بشری حل و راه پیشرفت حقیقی گشوده خواهد شد.
مسئله معاد!
18- توجه به معاد و محاسبه اخروی در الگوی پیشرفت، موجب منطقی شدن تحمل همه دشواریها و ترویج ایثار و از خودگذشتگی می شود/این مفهوم اساسی و سرنوشت ساز، باید در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، معنا یابد.
وقتى ما معتقديم كه هيچ عملى از بين نخواهد رفت و همهى اعمال محفوظ است و ما در آن زندگى واقعى - كه حَيَوان واقعى و زندگى واقعى است؛ «انّ الدّار الأخرة لهى الحيوان» - اين اعمال را در مقابل چشممان خواهيم ديد، آن وقت اينجا اگر براى تكليف، براى وظيفه يك چيزى را از دست داديم، احساس خسارت نميكنيم؛ ولو آن چيز جانمان باشد، ولو آن چيز عزيزان و فرزندانمان باشد. بايد اينها جزو الگوى پيشرفت بيايد و در پيشرفت يك جامعه معنا پيدا كند.
اين خيلى مهم است. دنيا و آخرت از هم جدا نيستند. آخرت ما آن روى سكهى دنياى ماست. «و انّ جهنّم لمحيطة بالكافرين»؛ كافر همين حالا توى جهنم است، منتها جهنمى كه او نميفهمد كه الان توى جهنم است؛ بعد كه اين تجسم پيدا كرد، ميفهمد.
مسئله محوریت انسان !
19- همهى اين مسائلى كه ما داريم بحث ميكنيم: مسئلهى عدالت، مسئلهى امنيت، مسئلهى رفاه، مسئلهى عبادت، براى اين است كه فرد انسان سعادتمند شود... در نهايت آن چيزى كه از نگاه اسلام براى انسان مطرح است و اهم است، نجات خودش است. ما بايد خودمان را نجات دهيم.
نجات ما به اين است كه به وظائفمان عمل كنيم؛ كه البته آن وقت وظائف اجتماعى، استقرار عدالت، ايجاد حكومت حق، مبارزهى با ظلم، مبارزهى با فساد، اينها همه جزو مقدمات همان نجات است. بنابراين اصل اين است. همه چيز مقدمه است؛ جامعهى اسلامى هم مقدمه است؛ عدالت هم مقدمه است.
هدف میانی و هدف نهایی!
اينكه در قرآن كريم هست كه «ليقوم النّاس بالقسط» كه به عنوان هدف انبياء ذكر شده - قطعاً عدل هدف است، منتها اين هدف ميانى است؛ هدف نهائى عبارت است از رستگارى انسان؛ اين بايستى مورد توجه باشد
به من مربوط نیست!
20- انسان موجودى است مكلف، مختار و مواجه با هدايت الهى ، ميتواند هدايت را انتخاب كند، ميتواند ضلالت را انتخاب كند. انسان موجودى است متعهد، براى خود، براى جامعه، براى اهل. آن وقت با اين نگاه، مردمسالارى علاوه بر اينكه براى مردم يك حق است، يك تكليف هم ميشود؛ يعنى همهى مردم در امر حكومت جامعه مسئولند. نميشود گفت كه آقا به من مربوط نيست؛ نه، صلاح و فساد كشور، حكومت، اينها به يكايك انسانها مرتبط است.
عمل نامشروع!
21-صلاح فردى در امر حكومت در اسلام، يك امر بسيار مهم و اساسى است. هر كسى به هر اندازهاى از مديريت كه ميخواهد مباشرت كند، بايستى صلاحيت آن را در خودش به وجود بياورد يا در خودش ببيند و بپذيرد؛ بدون اين، عمل نامشروعى انجام داده!
نفی استعلا!
22- در اسلام كسی كه اهل استعلا و برتری طلبی است و یا همه چیز را برای خود می خواهد حق ندارد قدرت را قبول كند و مردم نیز حق ندارند چنین شخصی را انتخاب كنند كه این نگاه سعادت بخش، باید در الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، جاری شود.
مسئله عدالت!
23- در الگوی پیشرفتی كه با همفكری و تلاش نخبگان تدوین خواهد شد، عدالت به عنوان یكی از اركان اصلی لحاظ شود چرا كه در اسلام، عدالت، معیار حق و باطل و ملاك مشروعیت یا عدم مشروعیت حكومتها است.
نگاه غیرمادی به اقتصاد !
24- مسئلهى ديگر، نگاه غيرمادى به اقتصاد است. بسيارى از اين مشكلاتى كه در دنيا پيش آمده، به خاطر نگاه مادى به مسئلهى اقتصاد و مسئلهى پول و مسئلهى ثروت است. اسلام براى ثروت اهميت قائل است، اعتبار قائل است. توليد ثروت در اسلام مطلوب است؛ منتها با نگاه الهى و معنوى. نگاه الهى و معنوى اين است كه از اين ثروت براى فساد، براى ايجاد سلطه، براى اسراف نبايد استفاده كرد؛ از اين ثروت بايستى براى سود جامعه بهره برد.
راه آغاز شده !
25- ما گفتيم اين آغاز يك راه است؛ يعنى جلسهى ما يك شروع بود؛ اين بايد ادامه پيدا كند. ممكن است دربارهى همين مسئلهى الگوى اسلامى - ايرانى براى پيشرفت، ده و شايد دهها گردهمائى و نشست لازم باشد. ممكن است دهها حلقهى علمى لازم باشد كه در دانشگاههاى مختلف تشكيل شود. ممكن است صدها نفر از فرزانگان و نخبگان و دانشمندان ما كه ترجيح ميدهند كار شخصى بكنند - اهل كار جمعى نيستند - آماده باشند در خانههاى خودشان مطالعه كنند؛ از اينها بايستى استفاده شود. حلقههاى فكرى تشكيل شود، دانشگاهها و حوزهها با اين مسئله درگير شوند، تا اينكه بتوانيم انشاءاللَّه اين را به نقطهى مطلوب خودش برسانيم.
*********
تابستون امسال بالاخره پس از نه سال تونستم یه سری به زادگاه پدریم بزنم ... روستای کُمُفه ... طبیعتی بکر در دل رشته کوه های زاگرس !
امیرمحمد و سعید دو برادر کوچکتر رو هم برده بودم ... حدود شش روزی که اونجا بودم سعی کردم از فرصت استفاده کنم و هر صحنه نابی رو شکار کنم ... از حدود ۱۵۰ عکسی که گرفتم چندتاییش رو گذاشتم تا ببینید!

چشمه های جوشان و آب های معدنی روستا واقعاً بی نظیر بود

غیور مرد بختیاری آماده دفاع از میهن!

گزارشی تصویری متفاوت، از این سفر همچنین در سایت های رجانیوز ، خوزنیوز و ... نیز درج شده است .
دیگر عکس ها در ادامه مطلب!
ادامه مطلب

خصوصاً به جامعه نخبگانی حوزه و دانشگاه پیشنهاد می شود که این مطالب را به دقت مورد بررسی، واکاوی و پیگیری قرار دهند! ... اگر تنها یک نفر بعد از خواندن این سطور ، تحولی در فکر و عمل او در جهت پیگیری مطالبه مقام معظم رهبری پیرامون "عدالت اجتماعی " بوجود آید، نگارنده به هدف خود رسیده است !
گفتمان نخبگانی !
۱- بحث عدالت بايستى به يك گفتمان نخبگانى تبديل شود. بايد اين مسئله را دنبال كنيم و پيگيرى اين بحث را رها نكنيم؛ چون زمينه خيلى زياد است، نياز خيلى شديد است
دغدغهى هميشگى و تاريخى بشر!
۲- عدالت دغدغهى هميشگى و تاريخى بشر بوده ، بنابراين از قديمترين دورانهاى تاريخ تا امروز دربارهى عدالت و عدالت اجتماعى به همين معناى عام، بحث شده، نظريه داده شده؛ ليكن نقش اديان استثنائى است. يعنى آنچه كه اديان در طول زمان راجع به عدالت گفتند و خواستند و اهتمام كردند، بىنظير و استثنائى است. در نظرات حكما و انديشمندان، آن اهتمام اديان مطلقاً مشاهده نميشود.
عدالت هدف ادیان !
۳- اولاً به شهادت قرآن، اديان هدف خودشان را عدالت قرار دادند: «لقد ارسلنا رسلنا بالبيّنات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم النّاس بالقسط» قطعاً اين آيه حكم ميكند بر اينكه هدف ارسال رسل و انزال كتب و آمدن بيّنات - يعنى حجتهاى متقن و غير قابل ترديدى كه پيغمبران ارائه ميدهند؛ كتاب، يعنى منشور اديان در مورد معارف، احكام و اخلاقيات؛ ميزان، يعنى آن سنجهها و معيارها - قيام به قسط بوده است؛ «ليقوم النّاس بالقسط».
عبودیت هدف خلقت !
۴- البته شكى نيست كه قيام به قسط و همهى آنچه كه مربوط به زندگى دنيائى، اجتماعى و فردى افراد است، مقدمهى آن هدف خلقت است: «و ما خلقت الجنّ و الانس الّا ليعبدون»؛(2) يعنى عبوديت. اصلاً هدف خلقت، عبد خدا شدن است؛ كه بالاترين كمالات هم همين عبوديت خداست. ليكن در راه رسيدن به آن هدف، هدف نبوتها و ارسال رسل است؛ كه از جملهى آن، آن چيزى است كه اين آيه به آن تصريح ميكند پس هدف شد عدالت. هدف نظامسازى، هدف تمدنها، هدف حركت بشر در محيط جامعه، شد عدالت. در هيچ مكتب ديگرى اين وجود ندارد؛ اين مخصوص اديان است.
انبیاء در کنار مظلومان !
۵- خصوصيت ديگر اديان اين است كه انبياء در طول تاريخ در كنار مظلومان قرار گرفتهاند؛ يعنى براى عدالت عملاً پيكار كردند. بنابراين پيغمبران در معارضهى بين ظالم و مظلوم، هميشه در طرف مظلوم قرار گرفتند؛ يعنى براى عدالت وارد ميدان شدند و جنگيدند؛ اين هم بىنظير است.
فاصله حرف تا عمل !
۶- حكما دربارهى عدالت حرف زدند؛ اما خيلى اوقات مثل بسيارى از روشنفكرانِ گوناگون حرفهائى ميزنند، ولى در مقام عمل وارد ميدان نميشوند. ما اين را در دوران مبارزات هم ديديم، بعد از مبارزات هم در دوران دفاع مقدس ديديم، تا امروز هم كم و بيش مىبينيم. انبياء اينجور نبودند؛ انبياء وارد ميدان ميشدند، سينه سپر ميكردند
دوران استقرار دین کامل !
۷- همهى اديان متفقند در اينكه پايان اين حركت عظيم تاريخى، يك پايانِ اميد به عدل است. يعنى قاطعاً ميگويند كه يك دورانى خواهد آمد كه دوران عدل خواهد بود، كه آن دورانِ استقرار دين كامل است... پس در مبدأ، در مسير و در منتها، نبوتها تكيهشان بر روى عدل است؛ اين بىنظير است.
شعار صلح عادلانه !
۸- در دوران دفاع مقدس كه هى مىآمدند فشار مىآوردند و شعار صلح را مطرح ميكردند براى اينكه جمهورى اسلامى را از ميدان خارج كنند، آنجا جمهورى اسلامى شعار «صلح عادلانه» را مطرح كرد.
صلح ارزش نسبی ، عدالت ارزش مطلق !
۹- صلح يك ارزش مطلق نيست، يك ارزش نسبى است؛ يك جائى صلح خوب است، يك جائى صلح بد است، جنگ خوب است. اما عدالت اينجور نيست؛ عدالت يك ارزش مطلق است؛ يعنى هيچ جا نداريم كه عدالت بد باشد.
عدالت حداکثری !
۱۰- در بخش اجراى عدالت، انصافاً كارهاى زيادى هم انجام گرفته؛ ليكن راضى كننده نيست...آن چيزى كه ما نياز داريم، آن چيزى كه ما دنبالش هستيم، عدالت حداكثرى است؛ نه صرفاً در يك حد قابل قبول؛ نه، ما دنبال عدالت حداكثرى هستيم؛ ما ميخواهيم ظلم در جامعه نباشد. تا اين مرحله خيلى فاصله داريم.
عدالت مسئله اصلی نخبگان، مسئولان، مردم بطور دائم !
۱۱- ...این بدين معنا نيست كه در طول سالهاى متمادى، ما عدالت را نشناختيم يا نظام جمهورى اسلامى مطلقا تعريفى از عدالت نداشته و حركتى نكرده؛ نه، يك تعاريف اجمالى و كلى و يك قدر متيقنهائى هميشه وجود داشته؛ همه هم با آنها آشنا بودند، كارهاى زيادى انجام گرفته. ليكن امروز كه ما اين را داريم مطرح ميكنيم، اولاً به اين دليل است كه ميخواهيم گفتمان عدالت، يك گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه باشد. در ميان نخبگان، در ميان مسئولان، در ميان مردم، بخصوص در بين نسلهاى تازه، بايد عنوان عدالت و مسئلهى عدالت، به عنوان يك مسئلهى اصلى، به طور دائم مطرح باشد.
شیوه های کاربردی عدالت !
۱۲- بايد بدانيم شيوههاى كاربردى عدالت چه چيزهائى است؛ يعنى زمان آزمون و خطا را سپرى شده بدانيم... ديگر صلاح نيست ما اينجور عمل كنيم. بايد بنشينيم روشهاى متقن و مبتنى بر تعاريف متقن را پيدا كنيم، تشخيص بدهيم، روى آنها مستقر شويم و حركت كنيم.
حرکت های جهشی، تصمیمات بزرگ و عدالت !
۱۳- امروز كشور در مسير پيشرفتهاى جهشى است؛ اين يك واقعيتى است... در موقعيتى كه يك چنين حركتهاى جهشى به وجود مىآيد، احتياج به تصميمگيرىهاى بزرگ است؛ بايد تصميمگيرىهاى بزرگى انجام بگيرد، اگر چنانچه در اين تصميمگيرىهاى بزرگ، عنصر عدالت مغفولٌعنه باقى بماند، آن وقت ضررها و ضايعاتش غير قابل محاسبه خواهد بود. لذا امروز بخصوص بايد توجه به عدالت زياد باشد؛ بخصوص رابطهى پيشرفت و عدالت مشخص شود.
نظریه ی ناب اسلام در باب عدالت !
۱۴- در مرحلهى نظرى، آنچه كه ما ميخواهيم به آن برسيم، رسيدن به نظريهى اسلامىِ ناب در باب عدالت است. البته بايد با نگاه متجددانه، با نگاه نوآورانه، به منابع اسلامى مراجعه كرد و آن نظريه را از متن منابع استخراج كرد... در مرحلهى نظرى و نظريهسازى، بايد از منابع اسلامى و از متون اسلامى، نظريهى ناب اسلام در باب عدالت به دست بيايد.
لغزش در مرداب التقاط !
۱۵- من تكيهام در اين نكته اين است كه نميخواهيم از مونتاژ و كنار هم چيدن نظريات گوناگونِ متفكرين و حكمائى كه در اين زمينه حرف زدند، يك نظريه به وجود بياوريم و توليد كنيم. يعنى در اين قضيه بايد جداً از التقاط جلوگيرى كرد، بايد پرهيز كرد. در موارد متعددى ما دچار اين اشتباه شديم. بدون اينكه بخواهيم، در مرداب التقاط لغزيديم. بيرون آمدنش خيلى سخت خواهد بود. نه، حقيقتاً بايد در منابع اسلامى جستجو كنيم. اين منابع، فراوان هم هست. در قرآن، در حديث، در نهجالبلاغه، در نوشتههاى فقهى، كلامى و حِكمى بحثهاى زيادى وجود دارد كه همهاش ميتواند منبع مورد استفادهى ما در پيدا كردن نظريهى ناب اسلامى باشد.
تفاوت رویکرد اسلام و غرب به عدالت !
۱۶- اساساً رويكرد نگاه اسلامى به عدالت، با رويكرد نظامهاى غربى و نظريههاى غربى متفاوت است. در اسلام، عدالت ناشى از حق است، در عدالت «بايد» وجود دارد؛ يعنى از نظر اسلام، عدالتورزى يك وظيفهى الهى است؛ در حالى كه در مكاتب غربى اينجور نيست. در مكاتب غربى به اشكال مختلف عدالت مطرح ميشود - در سوسياليسم يك جور، در ليبراليسم يك جور - با همهى تطورات و شكلهاى گوناگونى كه اين مكاتب داشتهاند. در هيچكدام از اينها، نگاه به عدالت، يك نگاه بنيانى و اساسى و مبتنى بر ارزشهاى اصولى مثل دين و مثل اسلام نيست.
تضارب آراء در نظریه و شیوه های اجرا !
۱۷- تضارب آراء لازم است؛ ليكن در نهايت ادارهى كشور نياز دارد به اينكه به يك جمعبندى قوى و متقن و مستدل در باب عدالت اجتماعى برسد كه بتواند بر اساس آن جمعبندى، برنامههاى بلندمدت را طراحى كند... بعد از آنكه ما به يك نظريهى متقن و جمعبندى شدهاى در باب عدالت رسيديم، تازه براى پيدا كردن شيوههاى اجرا و تحقق آن در جامعه، به بحثهاى كاربردى نياز داريم؛ كه اين خودش پژوهشهاى فراوانى را دنبال خواهد كرد. آن وقت در اينجاست كه ما ميتوانيم از تجربيات بشرى استفاده كنيم.
لزوم بهره برداری از تجربیات دیگران !
۱۸- در زمينهى بانكدارى يا در هر زمينهى ديگرى در مسائل اقتصادى، يا در بحثهاى اجتماعى به يك شكل ديگرى، يا در بحثهاى قضائى به يك صورت ديگرى، تجربهاى را يك ملتى انجام داده و با آن تجربه مدتى را گذرانده، آثارش هم مشخص است؛ خب، از اين ميشود استفاده كرد؛ اين هيچ اشكالى ندارد. بنابراين از تجربههاى ديگران بايستى بهره برد.
نه در حوزه وجود دارد نه در دانشگاه !
۱۹- يكى از مهمترين كارها در عرصهى نظرى اين است كه ما عدالتپژوهى را در حوزه و دانشگاه به عنوان يك رشتهى تعريف شدهى علمى بشناسيم، كه اين امروز وجود ندارد؛ نه در حوزه وجود دارد، نه در دانشگاه.
حوزه و عدالت !
۲۰- يعنى هيچ اشكال ندارد فرضاً در حوزه يكى از موضوعاتى كه محل بحث قرار ميگيرد، يك فقيه با روش فقيهانه بحث ميكند، مسئلهى عدالت باشد... چه اشكالى دارد كه در حوزهى علميه يكى از بخشهائى كه يك فقيه در درس فقه استدلالىِ خودش دنبال ميكند، مسئلهى عدالت باشد؛ «كتاب العدالة»؟ ..در باب عدالت اجتماعى بحث شود؛ بحث فقهىِ قوى.
دانشگاه و عدالت!
۲۱- در دانشگاه يك دانشِ ميانرشتهاى به وجود بيايد و تعريف شود؛ بحث شود، كار شود، روى آن به طور مستقل سرمايهگذارى شود. به نظر من، اين در عرصهى نظرى يك كار لازمى است؛ هم نظريهپردازى را گسترش ميدهد، هم نيروهاى توانمندى را در اين عرصه تربيت ميكند.
شاخص های استقرار عدالت !
۲۲- یک کار مهم دیگر تعيين شاخصهاى عدالت است... امروز شاخصهائى كه در غرب مطرح است، به طور مشروط قابل قبول است؛ بعضىاش مطلقاً شاخص نيست، بعضى شاخصهاى ناقصى است، بعضى در شرائطى ممكن است شاخص باشد. ما بايد بنشينيم مستقلاً شاخصهاى عدالت را، استقرار عدالت در جامعه را پيدا كنيم؛ يكى از بخشهاى مهم كار اين است.
قابل توجه نمایندگان محترم مجلس و شورای نگهبان !
۲۳- در عرصهى عمل هم خيلى كارها بايد انجام بگيرد كه يكى از آنها اين است كه عدالت را يك معيار و يك سنجهى اساسى در قانونگذارى بدانيم. اين نكته، قابل توجه نمايندگان محترم مجلس و شوراى نگهبان است كه در قانونگذارى بالخصوص به مسئلهى عدالت و همچنين رصد دائمى آن توجه شود.
مسئله عدالت و معاد !
۲۴- در مسئلهى عدالت، اعتقاد به مبدأ و معاد، يك نقش اساسى دارد؛ ما از اين نبايد غفلت كنيم. نميتوان توقع داشت كه در جامعه عدالت به معناى حقيقى كلمه استقرار پيدا كند، در حالى كه اعتقاد به مبدأ و معاد نباشد. هر جا اعتقاد به مبدأ و معاد نبود، عدالت يك چيز سربار، تحميلى و اجبارى بيش نخواهد بود.
طرح های به ظاهر قشنگ غربی !
۲۵- علت اين هم كه بعضى از طرحهاى قشنگ غربى در باب عدالت مطلقاً در عمل تحقق پيدا نميكند، این است که پشتوانهى اعتقادى ندارد. حرف قشنگ است ، ليكن در عمل، در جوامع غربى، در زندگى غربى مطلقاً از آن خبرى نيست؛ اصلاً انسان تحقق آنها را مشاهده نميكند؛ بىعدالتى مطلق در آنجا وجود دارد. علت همين است كه پشتوانهى اعتقاد به مبدأ و معاد در آن نيست. اعتقاد به معاد، اعتقاد به تجسم اعمال، اعتقاد به تجسم ملكات در قيامت، خيلى تأثير دارد. ما عادل باشيم، عدلخواه باشيم، عدل را ستايش كنيم، براى عدل تلاش كنيم؛ اينها در قيامت تجسم پيدا خواهد كرد
عدالت نسبت به خودمان !
۲۶- نكتهى پايانى ، عدالتى است در رابطهى با خود، كه ربطى به عدالت اجتماعى ندارد. در قرآن، ظلم به نفس در آيات متعددى تكرار شده. خب، ظلم، نقطهى مقابلش عدل است... گناهان، لغزشها، رفتن به دنبال شهوات، رفتن به دنبال اهواء، دور شدن از توجه و تذكر و خشوع در مقابل پروردگار، ظلم به خود است. اين هم يك عرصهى مهمى است. ما وقتى كه در باب عدالت بحث ميكنيم - عدالت در روابط اجتماعى، عدالت در تشكيل نظام اجتماعى - نميتوانيم از عدالت نسبت به خودمان غفلت كنيم. به خودمان هم بايد ظلم نكنيم. به خودمان هم بايستى عدل بورزيم. نقطهى مقابلِ اين «قد جرت على نفسى»، همان عدل است. جور نكنيم، عدل داشته باشيم. اگر خداى متعال توفيق بدهد كه ما از اين ظلم اجتناب كنيم، بنده اميد فراوانى دارم كه توفيق خواهد داد كه در محيط جامعه هم انشاءاللَّه بتوانيم عدل را برقرار كنيم.
و اما ...!
۲۷- بنظر می رسد مطالبه بحق مقام معظم رهبری از حوزه و دانشگاه برای ورود جدی به عرصه نظریه پردازی در بحث عدالت و تبدیل آن به یک گفتمان زنده و همواره حاضر در صحنه ، که شاخص های مهم آن در دومین نشست اندیشه های راهبردی(۲۷/۰۲/۱۳۹۰) توسط ایشان تبیین شد، بارسنگینی است که دلسوزان و پیشتازان این عرصه (خصوصاً دانشجویان و طلاب جوان و انقلابی) باید به آن اهتمامی ویژه و برنامه ای دقیق داشته باشند!
لینک درج مطلب در پایگاه بسیج وزارت نفت(علمدارنیوز)
لینک درج مطلب در پایگاه خبری تحلیلی ابابیل
لینک درج مطلب در پایگاه خبری تحلیلی ندای انقلاب
لطفاً به این جملات دقت کنید!
شکست دشمن!
1- " ... ببينيم كه امروز نقشهى دشمن در مورد انقلاب چيست. به تعبير متعارف و رائج، سناريوى دشمن را حدس بزنيم، ببينيم دنبال چيست. اگر توانستيم درست بفهميم، درست حدس بزنيم و در مقابل سناريوى دشمن رفتار و اعمال خودمان را برنامهريزى كرديم، قطعاً دشمن شكست خواهد خورد"
سناریوی دشمن!
2- "همهى شواهد نشاندهندهى اين است كه دشمن امروز بر روى چند نقطه تكيهى اساسى دارد. از واضحترينهايش انسان شروع كند، يكى مسئلهى اقتصاد است. اينكه ما امسال گفتيم «سال جهاد اقتصادى»، ناظر به اين بخش قضيه است... يك نقطهى ديگر - كه آن هم خيلى واضح است - ايجاد اختلاف بين دستگاههاى مديريتكنندهى كشور است؛ اين هم يكى از كارهاى اساسى آنهاست ... اختلاف سليقه، اختلاف نظر، اختلاف عقيده در مسائل سياسى، نبايد به چالش ميان جناح هاى كشور، ميان عناصر كشور منتهى شود.
يكى ديگر از قلمهاى واضحِ اساسى، رقيق كردن اعتقادات اسلامى و احساسات اسلامى و رسوخ دادن تفكرات الحادى و شبهالحادى از طرق مختلف است.
گناه بزرگ فتنه گران !
3- گناه بزرگ فتنهگران در سال 88 اين بود كه اگر خوشبينانه نگاه كنيم و بگوئيم اينها يك شبههاى، خدشهاى در ذهنشان بود، اين خدشه را به صورت ايجاد چالش براى نظام اسلامى مطرح كردند.
ايجاد دعوا، گريبان يكديگر را گرفتن، ايجاد اختلاف عميق، يكى از كارهاى بسيار بد، بسيار بزرگ و نكوهيده است؛ اين همان چيزى است كه دشمن ميخواهد.
غفلت و غرور!
4- دشمن يك سناريوى جامع و سر و ته دارى را براى نظام اسلامى و براى حركت اسلامى و بيدارى اسلامى تدارك ديده است. خوشبختانه ما كفايت برخورد با اين سناريو را داريم.بنابراين كفايت برخورد وجود دارد، منتها بيم آن هست كه ما يا غافل شويم يا مغرور شويم؛ هر دو تاى اينها خطر است. نه بايد غفلت كرد و سرگرم كارهاى حاشيهاى شد، نه بايد مغرور شد و دشمن را خرد و بيچاره شمرد؛ بايد هشيارى باشد.
میدان جنگ!
5- انسان بايد در اين عرصهى وسيع بينالمللى، خود را در ميدان جنگ مشاهده كند. بحث صلح و نوازش و اينها نيست. حتّى آنجائى هم كه حرف نرم ميزنند، پشت حرف نرم، يك خنجر آختهاى وجود دارد كه منتظر غفلتى هستند تا دسته در جگر طرف مقابلِ خودشان فرو كنند. لذا بايد بيدار بود، بايد هشيار بود.
تقوای فردی و جمعی!
6- هر كسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشدتقوا را تشبيه كردهاند به حركت در خارستان. خب، اين تقواى فردى است...اينجا جاى تقواى جمعى است. تقواى جمعى اين است كه جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حيث جمع، مراقب خودشان باشند. بىمراقبتى جمعها نسبت به مجموعهى خودشان، موجب ميشود كه حتّى آدمهائى هم كه در بين آن جمعها تقواى فردى دارند، با حركت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند كه نميخواهند.
آمریکا و اسرائیل را فراموش نکنید!
7- يقهى يكديگر را نگيرند؛ اختلاف سليقه منتهى نشود به كشمكش و دعوا و چالش و دشمن خونى همديگر شدن و فراموش كردن آمريكا. متأسفانه بعضى از جناحهاى ما اينجورىاند. وقتى با طرف مقابل مخالف ميشوند، ديگر آمريكا فراموش ميشود، اسرائيل فراموش ميشود، مخالفين انقلاب و دشمنان امام فراموش ميشوند؛ تضاد اصلى، ميشود همينى كه در مقابلش قرار دارد! خب، اين غلط است.
رفق و مدارا !
8- رفق، خوب است؛ رفق، همسازى، هميارى، مدارا، رفق يعنى سازگارى؛ انسان سازگارى نشان بدهد. آن كه آدم نبايد با او سازش كند، دشمن است؛ آدم با دوست بايد سازگارى نشان دهد. بالاخره بايد تحمل كنند؛ يك چيزى را اين از آن تحمل كند، يك چيزى را آن از اين تحمل كند.
حساسيت موضع!
9- مطالب فوق بخشی از سخنان بسیار مهمی بود که مقام معظم رهبری در دیدار با نمایندگان مجلس مطرح نمودند و به فرموده ایشان " تك تك ماها مخاطب اين حرف، اين خطاب الهى و اين مسئوليت الهى هستيم، ما بار امانت سنگينى را بر دوش گرفتهايم". خداى متعال اين بار امانت را بر دوش ما گذاشته، اين امانتى است كه بايد آن را مقتدرانه و امينانه به سرمنزل رساند.
بازخوانی این سخنان از باب " فذکر إنّ الذکری تنفع المؤمنین" است چرا که به فرموده معظم له " اگر فارغ از اين نگاه كار كرديم، بيم آن هست كه كار ما در جهت خلاف اين اهداف به كار بيفتد؛ آن وقت مؤاخذهى الهى است. " اين گناهى است كه خداى متعال از آن نخواهد گذشت" ، چون توبهاش آسان نيست. خب، انسان از هر گناهى توبه كند، خدا ميگذرد؛ اما وقتى انسان يك حركتى كرد، يك ضربهاى به يك ملت وارد شد، چطور ميشود اين را توبه كرد؟ چطور ميشود جبران كرد؟ چطور ميشود از تك تك كسانى كه آسيب ديدهاند، انسان استحلال و طلب عفو كند؟ لذا خدا از اين گناهان نميگذرد." حساسيت موضع من و شما از اين جهت است".
و اما ...
10- در پایان مخصوصا خطاب به برخی از عزیزانی و بزرگانی که این روزها با بی توجهی به فرمایشات مقام معظم رهبری موجبات خوشحالی دستگاه های تبلیغاتی بیگانه و ابراز شادمانی دشمنان را فراهم می کنند باید گفت "شکست دشمن" حتمی است تا زمانیکه "سناریوی دشمن" را بشناسیم و با پرهیز از"غفلت و غرور" و رعایت "تقوای فردی و جمعی" این نکته را که در"میدان جنگ" با استکبار و "آمریکا و اسرائیل" هستیم فراموش نکینم ، "حساسیت موضع" ما اینجاست ، پس با یکدیگر "رفق و مدارا " کنیم همین !
لینک درج مطلب در پایگاه خبری تحلیلی ابابیل
لینک درج مطلب در پایگاه شیرازه
لینک انتشار مطلب در بی باک نیوز